قهرمان ميرزا عين السلطنه
3455
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و ناله كردهايد حالا كه مژدهء رفتن او را بشنويد همه كارتان صورت خواهد گرفت و احتياج به هيچچيز نخواهيد داشت و حال آنكه رفتن او معلوم نيست و چپ و راست مرا دو پسرش گرفتهاند . افراسياب ترك هم كه ميان ملك ما نشسته هنوز اشتلم دارد ! حسب المعمول دستخط آقاى عماد السلطنه : نامه عماد السلطنه « فدايت شوم پاكت شما را كه قاصد تجريش برده بود عودت دادند . شب 29 جمادى الاخر با پول كه از روى سياهه اشياء خريدارى شود و حاضر كنند كه امروز 29 قاصد شهر بيايد اينها را بسته به او بدهم غره حركت نمايد . اما من سليقهء پيراهن و غيره را نداشتم . دو نفر از اهل اندرون فرستادم دو پيراهن « مد » حاليه گرفته اينها را مىفرستم . يقين با سليقهء شما وفق نمىكند و تكليف از من ساقط است . اما اينكه چهارتا نخريدم براى اين بود كه گفتم شايد پسند نكنيد . پوتين ، كاغذ ، پاكت ، ادويهجات و غيره را خودم خريدم باقيماندهء پول را هم به نزهت خانم مىدهم . اوضاع تهران از اخبارات خواسته بوديد . اخبارات ايران ديگر شنيدنى نيست و تشريح نمىشود كرد حالت حاليهء مملكت را . سپهدار رشت رفت . سردار ملى ، سالار ملى هم از دنبال . يك روز مىگويند آنجا استعداد فراهم مىكنند ، يك روز مىگويند مرخص شده فرنگ رفت . در هرصورت به واسطهء آشكار شدن مسلكها و شكست فرقهء دموكرات يك انقلاب جديدى مسلما واقع خواهد شد تا چه شكل باشد . بالاخره پولى حاضر كردند و اعلان تعطيل عدليه را كردند . تعطيل و شورش عدليه اعضاء عدليه در شورش شدند ولى پيش نرفت . حقوق پسافتاده را تمام مىدهند در صورتى كه استعفا بدهند ، و الّا نصف حقوق را مىدهند و امتحان مىكنند . اگر از امتحان درآمد قبول به خدمت مىشود . نصف ديگر حقوق را مىدهند و الّا باز عذر آن آدم را خواسته حقوقش را مىدهند . اما صورت امتحان قسمى است كه ابدا كسى نمىتواند آن امتحانها را بدهد و مقصودشان اين است بلكه به كلى عدليه تعطيل باشد تا خودشان اعضاى درست صحيح جديدا انتخاب كنند . حال نصف اعظم اعضاء عدليه دمكرات است و اين هم يك شكست بزرگى است كه به آنها رسيده . ناچار ساكت نمىنشينند . اما